عبدالله مستوفى
360
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
گيلان را به قدر توانائى خود از تعدى و تطاول رفتوآمدهاى قشون روس ، و انگليس محفوظ داشته است . چنان كه ، در زمستان 1296 موقعى كه قشون روس ايران را ترك ميگفت ، با مقاومت خود در مقابل آنها ، توانست شرايط خاصى براى عبور آنها از خاك گيلان برقرار كند ، و همولايتىهاى خود را از تجاوزات آنها محفوظ دارد ، و بعد از رفتن قشون روس از ايران ، كه قواى انگليس جاى آنها را در كشور ما گرفت از رفت و آمد آزاد عدهء آنها كه براى كمك رساندن باضداد بالشويسم ، از سرحد بين النهرين تا انزلى پادگان برقرار كرده بودند ، مخالفتهائى به عمل آورد . انگليسها ، با اينكه طبعا از وجود اين قوه كه خار راه آنها بود بسيار ناراضى بودند ، هيچوقت با آنها طرفيت مستقيم نميكردند . بلكه گاهى پيچرا خوف روسى را با آنها طرف مينمودند ، و زمانى بطوريكه ، در ابطال الباطل تشريح كردهام ، دولتهاى ايران را مانند دو مورد در كابينههاى وثوق الدوله واميداشتند ، كه بعنوان وحدت حكومت ، با قوهء جنگل طرفيت نمايند . ولى هيچوقت در اين زدوخوردها كاميابى براى قشون دولت در كار نبود ، تنها كارى كه ميكردند چند فرسخى قوهء جنگل را از خط راه دور مينمودند كه انگليسها ، بىموى دماغ بتوانند باضداد بالشويك كمك برسانند . در كابينهء مشير الدوله و سپهدار هم ديديم كه با اينكه متجاسرين از طرف قواى جنگل اميدوارىها و با اين قوه ارسال و مرسولاتى داشتند ، بالاخره نتوانستند آنها را به خود ملحق كنند و چنان كه در جاى ديگر هم نوشتهام ، اگر در اين كار متجاسرين كامروا نشدند ، سبب آن همان وطنپرستى و مسلمانى شخص ميرزا كوچك خان بوده ، كه الحق در تمام مدت نهضت جنگل ، يك قدم بر خلاف ديانت و حب وطن برنداشته ، حتى در مواقعى كه كابينههاى صالحى ، مثل كابينهء مشير الدوله و مستوفى الممالك و علاء السلطنه روى كار مىآمدند ، همواره خود را از تماس با دولتيان بر كنار ميگرفته ، كه دولت بآزادى مشغول عمليات اصلاحى خود شود ، و شايد در اين مواقع اگر از تجديد دولتهاى كارچاقكن خارجى اطمينان پيدا ميكرده ، براى تسليم هم حاضر بوده است . در جنگ بين متجاسرين و دولت ، و تدارك مقدمات كودتا هم شايد ميرزا كوچك خان براى اين منظور خود را بر كنار گرفته ، و قواى خود را دست نخورده نگاهداشته بود كه بعد از آنكه زمينه روشنتر شود ، بنفع كشور وارد عمليات گردد . اكثريت عدهاى هم كه بدور او گرد آمده بودند ، واقعا به او ايمان داشته و اوامر رئيس خود را كه در خورد و خوراك و منزل و لباس ، مثل يكى از آنها بود از دل و جان اطاعت ميكردند . انگليسها ، در اين چهار پنج سالهء رفتوآمد خود از كنار قوهء جنگل ، البته بفكر بندوبست با ميرزا كوچك خان هم افتاده ، و شايد بدشان نمىآمده كه با ميرزا كوچك خان هم بندوبستى نظير قرارمدار با رضا خان افسر قزاق بكنند ، منتها ميرزا كوچك خان